ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
692
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
بسته به ظهور جنگ و مجادله مىپنداشت و بالاخره ولايات ديگر را با خزانهء بىمرّ بر سر اين كار گذاشت و منظور نظر اقدس آن بود كه تربيتى ازو فرمايد تا ازين پس به جسارت اينگونه مطالب لب نگشايد ، لهذا نوّاب وليعهد دوران برحسب امر شاهنشاه زمان در ميدان درب سراى دولت ، معزى اليه را از دست رأفت پيوست خود تربيتى مشفقانه نمود . مثنوى : نار تو اين است نورت چون بود * ماتمت اين است سورت چون بود بالجمله ، حضرت وليعهدى پس از اتمام كار و استماع هر نوع فرمايشات از شاهنشاه تاجدار ، پاى عزيمت به انتظام مهام ولايت همدان برگشود . حضرت اعلى به اقتضاى فصل صيف در ، ييلاقات حول و حوش دار الخلافه ، اوقات همايون را به صيد و شكار و تماشاى ارباع و مرغزار مصروف داشت و از قرارى كه به خواست خدا عنقريب نگاشتهء كلك فصاحت نصيب خواهد شد ، همّت ملوكانه بر انتظام امور خراسان گماشت . [ مصرا ] ع : آفتاب دولتش هرجا كه تابد جنّت است ذكر اوضاع مملكت خراسان بعد از عزيمت حضرت شجاع السلطنه به دار الخلافهء طهران و مأموريت حسين خان و حسن خان قاجار قزوينى به آن سامان در سال قبل كه نوّاب شجاع السلطنة العليّه حسن على ميرزا ، برحسب امر شاهنشاه خورشيدلوا به عزم دعواى روسيهء بىحيا روانهء صوب دار الخلافهء جاويد انتما « 1 » شد ، حسب الاستدعاى نوّاب معزى اليه ، فرمان ايالت مملكت خراسان به نام نامى نوّاب اميرزادهء اشجع هلاكو ميرزا الملقب به بهادر خان صادر شد و ولد ارجمند ديگرش ارغون ميرزا نيز به حكومت ولايت سبزوار و توقف در آن ديار كماكان صاحب مفاخر
--> ( 1 ) . ملى : - « انتما »